آهوی کوهی

آهوی کوهی دردشت چگونه دوذا ... او ندارد یار، بی یار چگونه بوذا

آهوی کوهی

آهوی کوهی دردشت چگونه دوذا ... او ندارد یار، بی یار چگونه بوذا

بایگانی
آخرین مطالب

۱ مطلب در فروردين ۱۳۹۴ ثبت شده است

هوالمحبوب

سلام
سال نو هم آمد. قدمش مبارک!

عجیب از ابتدای سال فکرم مشغول است. خواب میبینم. خواب خودش و یا خانواده اش. بعضی وقتها نگران میشوم که نکند اتفاق بدی افتاده باشد ... و بعد به خودم نهیب میزنم که فراموشش کن.
دیروز طی یک اقدام ناگهانی همه نامه هایمان را پاک کردم! فکر نمی کردم روزی بتوانم این کار را بکنم! ولی زندگی را باید ادامه بدهم بدون او و بهتر است که هرچه زودتر عبور کنم؛ هرچند خیلی سخت باشد.
میخواهم عکسها را هم از بین ببرم. 
احساس میکنم باید با خواهرش خداحافظی کنم ولی خیلی برایم سخت است. 
.
.
.
میگذرد
این روزها هم میگذرد.

قرار داشتم در این روزهای ابتدایی سال کتاب بخوانم و فیلم ببینم و بیرون بروم و ... 
طبق معمول هنوز اقدامی نکرده ام. این خوب نیست. اصلا خوب نیست.
فکرم کلا پراکنده است. به سختی می توانم تمرکز کنم روی کاری.
دارم سعی ام را میکنم که این شرایط را تغییر دهم. تمام سعی ام را میکنم.

  • آهوی کوهی